![]() |
![]() |
|
| گفته بودي كه بهت نگم "رفيق"...گفته بودي بعضي كلمه ها حرمت دارن راست مي گفتي رفيق! |
اه میبینم پس از خیلی مدت تونستم یه کی برد فارسی ببینم تو این دفتر . افتادم رو دور قهوه تلخ همین . دیگه برم تا صابش نیومده شاکی نشده . میدونین الان چطورمه ؟ یه احساس خاک گرفته وجودمو یکی از این آدما پیدا کرده .بعد شروع میکنه به تحریکش . خب همین دیگه به تو چه بقیه اشو . اصلا من دیگه هیچی نمیگم .
پ.ن : خاک اونو تکوندی . حال منم تکوندی . دیگه چرا خاک میریزی روش ؟ مثل گربه ای که میگن .... برای دوا خوبه خاک میریزه روش . پ.ن ۲ : از ویکتور بدم میاد .
پ.ن ۳ : بازم فاز مخدرم ! سلولهای خاکستری باید از مخم برن بیا با همدیگه بریم گراس بکشیم !! بریم رو ابرا دوتایی دراز بکشیم ووو حس میکنیم سکسی شدیم میفهمی ؟ اونا گیج گیج ! منم مست ابسولوت ! بیا کنارم بشین تا دست بکشم روت ! پ.ن ۴ : خیلی باحاله .....(گراس با ابسولوت ) پیشنهاد میکنم ..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت توسط مبهم ! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
Nemidoonam آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آدمک هیچکس هیچکس .Ft آدمک مینو کوزت سحر نسیم میکادو نامه بهنام روژان کرمان پشه iM.AfraSH |
|
RSS
|