تبليغاتX
وقتی با سر پرت میشم تو خودم !!
گفته بودي كه بهت نگم "رفيق"...گفته بودي بعضي كلمه ها حرمت دارن راست مي گفتي رفيق!
 

 

ما هر روز با هم دعوا میکردیم
همدیگه رو دوست داشتیم
دعوا کردنامون رو هم دوست داشتیم
هر روز با هم قهر میکردیم
هر روز برای همیشه با هم قهر میکردیم
هر روز با هم آشتی میکردیم
خوب بود
هیجان داشت
واقعاً دعوا میکردیم ٬ واقعاً قهر میکردیم ٬ و واقعاً آشتی میکردیم
هر روز با هم دوباره دوست میشدیم
هر روز دوباره همدیگه رو دوست میداشتیم
تا یه روز
یه بار
تو یکی از این دعوا ها
که درست مثل همه‌ی دعواهای قبلی بود
که با هم برای همیشه قهر کردیم
دیگه آشتی نکردیم.
قهرکردنمون تا همیشه طول کشید......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

 

واقعا موندم! اينهمه آدم كه پشت قفس ميمونها ادا و اطوار در  مي آرن، چرا نمي تونن ميمونها رو بخندونن؟

و

همه‌ی مشکلا از اونجایی شروع شد که آدمیزاد فکر کرد بلده فکر کنه ....

 

پ.ن۱ : امسال اولین سالی است که پست تولد نذاشتم ! چه با مزه شد !  هیچکی هم تحویلم نگرفت ٬

پ.ن ۲: تصمیم گرفتم  از حالا فقط برای وبلاگم تولد بگیرم خوبه نه ؟

پ.ن ۳: من همبرگر ۹۰٪ گوشت میخوام !

 

سوک سوک !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت   توسط مبهم ! |