تبليغاتX
وقتی با سر پرت میشم تو خودم !!
گفته بودي كه بهت نگم "رفيق"...گفته بودي بعضي كلمه ها حرمت دارن راست مي گفتي رفيق!

 

دیشب اینجوریم بود !  و من متاهل میشم !  .... از همین الان !

 

 

همه رو میذارم کنار
فقط یه نفر
میخوام فقط واسه یه نفر باشم
میخوام یه نفر رو بدزدم
واسه خودم
بشم واسه خودش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

 

با تمام مزخرف بودنش ٬ ایمان داشتن چیزیه که میتونه جای خیلی چیزا رو پر کنه. تراژدی از این بالاتر؟!

 

من شب جمعه متاهل میشم !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

 

 هی من جدی دارم متاهل میشم ! هه هه ! چه باحال !  

اینایی که زن دارن چه جوری مینویسن ؟  نمیدونم خدایی ! من که خودم میمونم ! تورو نمیدونم!

 

 

 

پ.ن ۱ : به خاطر این من دارم به گا میرم تخمی تخمی نمیخوااااااااااااااااااااااااام !

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
امروز من سه حالت دارم !  خیلی خوشحالم  . خیلی ناراحتم  .  تو فکرم !

خوشحالی ::::::

امروز تولدته مثل پارسال ! الان میشی  ۲۱ ساله ! زودتر از من ! همیشه ازم جلوتری !   خیلی خوشحالم ! امسال سال سومیه که این روز مقدس رو میبینم !  تولدت مبارک خوشکل من !

ناراحتی :::::

عادت کرده که منتظر باشه
منتظر بشینه تا یه اتفاقی بیفته ٬ پیش بیاد ٬ پیدا شه
پاک و مهربونه

چرا ؟ چرا نرگس من ؟ همیشه پشتت هستم !

تو فکر بودن :::::

چرا من اینجوریم !

بازی می‌کنیم ... بازی ما برنده و بازنده نداره ٬ بازی ما تمومی نداره ... نقشا رو ما انتخاب نمی‌کنیم ٬ بازی رو ما انتخاب نمی‌کنیم ٬ ما فقط بازی می‌کنیم ٬ سعی میکنیم نقشامون رو خیلی خوب بازی کنیم ... بازی ما برنده و بازنده نداره ٬ بازی ما ادامه داره ... این بار نوبت منه که چشم بذارم . قایم شین ٬ اومدم ...

! سوک .. سوک !

دو تا آدم عاشق همیشه با هم ایدز میگیرن ٬ اصلاً ایدز یه طرفه دروغه

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

 

رابطه ی مستقیمی وجود داره بین تعداد کاپیتان بلک هایی که دود میکنی با عمق تهی بودنت

آروم باش.
خیلی آروم باش ...

هیچوقت
نباید
به خودت بگی
" خوب، بعدش چی؟ "
چون واقعا بعدش هیچی نیست
ولی تو نباید اینو بفهمی

راستی دلم برات تنگ شده ! احساسش میکنم !

 

پ.ن ۱ : نسل من ! هست اصل من!  که هست وصل به من ! پس باید برسه بهشون  آره دست من ! حیف که سرده فصل من .....

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

میشینی
چشات رو هم میبندی
یکی هم میشینه کنارت روی پات !
یکی ! فقط یکی !
دستشو میندازه دور گردنت
پیشونیتو هم می‌چسبونه به لبش
موهاتو همونجوری ناز میکنه
پیشونیتو هم آروم آروم با  بوسای ریز کوچولو  میاد پایین !
با اون یکی دستشم دستو میگیره و با شستش روی استخون انگشتات آروم حرکت میکنه
تو ؟
چشماتو می بندی ومیخوای  همه چیو براش میگی ...
خیلی چیزا
خیلی

ولی هیچ وقتی دیگه برات نمیمونه ! چون باید بری .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! | 
 

گاهی آدما برا تبرئه کردن خودشون به یه نکات ظریفی اشاره میکنن که عمرا خودتو میکشتی میفهمیدیشون!

و البته همین دقت و ظرافت بیش از اندازه شما رو بیشتر مشکوک میکنه!!!

مثل دلیل آروم بودن تو وقتی میدیدی  چراغشون  خاموشه !

 

خدا چرا اینا از یاد من  نمیره ! لعنت به من 

 

پ.ن ۱ : 

تا وقتی تردید نکردی میتونی ادامه بدی
تا وقتی ادامه میدی زنده ای
بعدش دیگه مردی.
تموم شدی
تموم تموم.

و من تمومم ......

 

پ.ن ۲ :  با این آهنگ حال میکنم  (  پیشرو --> خیانت )

پ.ن ۳ :  نمیدونم چرا با هرکی میشینم حرف میزنم  شروع میکنه  به  گریه !  نکنه خیلی خرابه حرفام  ؟

پ.ن ۴ : تموم شد ! چقدر سخته !  ولی .....  نمیشه   گذشت از چیزایی که تورو پیر میکنه !

پ.ن ۵ : آپ ۵ من شد !

 

 پیشرو

تا حالا هزار بار گفتم  مثل کتابا نیست عشق  ریسکش  دادن قلب باقی پیشکش

حقم داری با این دیونه ساختن  کار هر کسی نیستش

جفت چشام تو نبودت  بارید ولی اوووون با یکی دیگه  اکثر پاییز با هم بودن  و جای نمونده جز جدایی 

آخر خطه برای ما دوتا !

بای ....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط مبهم ! |