![]() |
![]() |
|
| گفته بودي كه بهت نگم "رفيق"...گفته بودي بعضي كلمه ها حرمت دارن راست مي گفتي رفيق! |
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
وقتي توي اوجي دلت ميخواد كه بيايي پايين، آرووم بشي و به سكوت برسي وقتي كه به سكون رسيدي، مثل آخر يه آهنگ از system of Down فقط تشنه يه اوج ديگه اي. ميدوني چرا؟ چون تو هم مثل من ديوونه اي. ديوونه تغيير...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
فقط زمانی میتونی موانع رو ببینی که چشم از هدفت برداری.
پس سعی کن فقط به هدف نگاه کنی.................! فقط هدف. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
زندگی خالی است پر کنید آنرا.
زندگی یک مشکل است با آن روبرو شوید. زندگی یک معادله است موازنه کنید. زندگی یک معما است آنرا حل کنید. زندگی یک تجربه است مرور کنید. زندگی یک مبارزه است قبول کنید. زندگی یک سوال است جواب بدهید. زندگی یک موفقیت است لذت ببرید. زندگی یک بازی است برنده و پیروز شوید. زندگی یک هدیه است آن را دریافت کنید. زندگی دعا است آن را به طور یکنواخت بخوانید. زندگی درد است آن را تحمل کنید. زندگی یک دوربین است بنابراین بهتر است با آن با صورت خندان و شاد روبرو شوید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
اگه آدم بدونه وجودش واسه دیگران با اهمیته حتما بیشتر مواظب خودش میشه نه خانومی ؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
بد ترین درد این نیست که...........عشقت بمیره
بد ترین درد این نیست که...........به اونی که دوسش داری نرسی بد ترین درد این نیست که...........عشقت بهت نارو بزنه بد ترین درد اینه که....................عاشق یکی باشی و اون ندونه یا که اندازشو ندونه... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
داریم قدم می زنیم
هر چه تو می گویی درست اما من هم حرفهایی دارم ببین آه خدای من باز تنها دارم همراه خاطراتی دور قدم می زنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
من به خداوند پيشنهاد می کنم که در نسخهء بعدیِ آفرينش توانايی فکر کردن را از زنان و توانايی سوال کردن را از مردان سلب کند؛ آنوقت نه من سؤالهای بيخود می پرسم و نه تو فکرهای بيخودی می کنی؛ و بالاخره ما خوشبخت می شويم. آمين
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
تا حالا شده تو باشي و طرفت و كلي آدم ديگه، ولي تو اونا رو نبيني فقط طرفت روببيني. فقط بوي اونو بفهمي؟ فقط نفس اونو حس كني؟ شده؟ خوش به حالت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
من متاسفم
من برای خودم متاسفم برای سادگیم برای سکوتم برای باورهام برای عشقم برای اینکه خر حساب میشم برای اینکه می خواهم خر حساب بشم برای اینکه خرم عر..عر...عررررررر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم استاد گفت: عشق يعني همين شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
دوست دارم
دوست دارم كه دوستم داشته باشي دوست دارم كه دوست داشتنم رو دوست داشته باشي دوست دارم وقتي كه ميگم دوستت دارم، دوست داشته باشي دوست دارم وقتي كه دوستت داشتم، اونو ببينم، دوست داشتنت رو ميگم. دوست دارم دوست دارم كه دوستت داشته باشم دوست دارم كه دوست داشتنت رو دوست داشته باشم دوست دارم كه دوست داشتنت رو بفهمم دوست دارم كه بفهمي نبيني فقط بفهمي همين |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
عشق يعنی ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشی.
عشق يعنی ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوری. عشق يعنی ... رازي بين من و تو. عشق يعنی ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين. عشق يعنی ... يه كيك خونگي براي تولدش. عشق يعنی ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم. عشق يعنی ... كسي كه دلتو مي بره. عشق يعنی ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن. عشق يعنی ... همين كنار هم بودن. عشق يعنی ... همون نيرويي كه توي فضا مي چرخه. عشق يعنی ... احساس فوق العاده اي كه همه جا دور و برت هست. عشق يعنی ... آدم احساس كنه زمين زير پاش نيس. عشق يعنی ... ضربه فني شدن. عشق يعنی ... كاري كني كه جز عشق تو هيچي نبينه. عشق يعنی ... اين فكر كه چقدر خوبه اون تو رو بخواد. عشق يعنی ... قشنگ ترين لباستو براش بپوشي. عشق يعنی ... ترانه اي كه تو رو به ياد اون ميندازه. عشق يعنی ... بذاري از خودش تعريف كنه. عشق يعنی ... منتظر تلفنش باشي. عشق يعنی ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي دوست داره. عشق يعنی ... ديدن خوشحاليش. عشق يعنی ... با نگاهت اونو به خودت جذب كني. عشق يعنی ... غرورشو جريحه دار نكني. عشق يعنی ... سليقه شو مسخره نكني. عشق يعنی ... فكر نكني مجبوره تا ابد با تو بمونه. عشق يعنی ... وقتي فقط ديدنش كافيه تا تو رو از خود بي خود كنه. عشق يعنی ... لباسي رو كه برات خريده بپوشي. عشق يعنی ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني. عشق يعنی ... وقتي خوابه تماشاش كني. عشق يعنی ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني. عشق يعنی ... دلشو نشكني. عشق يعنی ... وقتي اونو مي بيني داغ كني. عشق يعنی ... واسه ش آواز عاشقانه بخوني. عشق يعنی ... مرتب ببريش بيرون. عشق يعنی ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه. عشق يعنی ... نقطه ضعفاشو بشناسي. عشق يعنی ... ستارهء محبوبش باشي. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
نگاهت را تا ته نوشيدم !
چشمهايت را نشان بده .... ميخواهم فالم را بخوانم !!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
مهربانم!
مرا به خاطر همهء نامه هایی که برایت ننوشته ام ببخش مرا به خاطر همهء آوازهایی که برای تو نخوانده ام ببخش مرا به خاطر همهء لبخندهایی که زندانی کرده ام و از تو دریغ داشته ام ببخش من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم اما پاییز اجازه نداد من می توانستم کوزه هایت را پر از موج کنم اما طوفان از راه رسید و موجها را با خود برد من می توانستم در یک صبح تازه و معطر سرم را روی شانه هایت بگذارم و گریه کنم اما غرورم نگذاشت بهترینم! صدایم را ببخش. لبهایم را ببخش. اشکهایم را ببخش از تو مهربانتر کیست که سر گذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم؟ از تو آیینه تر کیست که قامت بر قامتش بایستم و احوال دلم را بپرسم؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
شروع
براي شروع بايد سلام كرد، پس سلام. اينجا جاي منه، جاييكه بتونم بدون هيچ ملاحضه اي حرف دلم رو بزنم. حرفهاي تنهاييم رو بگم، در يك كلام خودم باشم. اميدوارم بتونم از پسش بر بيام. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت توسط مبهم ! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
Nemidoonam آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
آدمک هیچکس هیچکس .Ft آدمک مینو کوزت سحر نسیم میکادو نامه بهنام روژان کرمان پشه iM.AfraSH |
|
RSS
|